چیستی چشمانداز محصول
چشمانداز محصول، هدف یک محصول را توصیف میکند. یک چشمانداز خوب برای محصول، ارزشی را که محصول باید ارائه دهد و شخصی را که آن ارزش به وی ارائه میشود، تبیین میکند. این چشمانداز زمانی مؤثر است که افراد از نظر احساسی و عملی با چشمانداز ارتباط برقرار کنند. وقتی چشمانداز محصول هم آرمانی و هم قابل تحقق باشد، خلاقیت را به تیم اسکرام القا میکند و به آنها اجازه میدهد تا با ذینفعان در مورد چگونگی دستیابی به چشمانداز همکاری کنند.
مالک «چشمانداز محصول» مالک محصول (Product Owner) است، اما توسعه آن نیازمند دریافت نظرات ذینفعان و تیم(های) اسکرام میباشد. یک چشمانداز محصول خوب به صورت تدریجی ساخته میشود و فرصتهای زیادی را برای بازرسی و تطبیق (سازگاری) فراهم میکند.
چشمانداز محصول باید ابزاری ساده و شفاف باشد بهگونهای که ذینفعان و تیم اسکرام را بتوانند «هدف محصول» را درک کنند و در عینحال همگی برداشت یکسانی از این هدف داشته باشند. با این حال، اگر چه چشمانداز محصول باید مستقل باشد، اما این چشمانداز در چارچوب دو عنصر حیاتی دیگر موضوعیت پیدا میکند: «استراتژی کسب و کار» و «استراتژی محصول».
استراتژی کسب و کار و چشم انداز محصول
استراتژی کسب و کار، یک برنامهی روشن و عملی برای کسب و کار ارائه میدهد. این برنامه، طرحهای جدیدی را که کسب و کار در راستای تحقق ماموریت سازمان انجام خواهد داد، توصیف میکند. استراتژی کسب و کار، بافتاری را برای محصولات و خدمات سازمان ایجاد و تعریف میکند. استراتژی کسب و کار باید چارچوب کسب و کاری را برای برای چشمانداز محصول ایجاد کند بهگونهای که محصول در آن چارچوب توسعه بیابد. به عنوان مثال، استراتژی کسب و کار، زمینههای تمرکز بازار، فرضیههای قیمتگذاری و ارزش را تشریح میکند و ایدههایی در مورد رشد ارایه میکند. در یک جمله میتوان گفت: چشمانداز محصول، جهتگیری محصول را در راستای تحقق استراتژی سازمان توصیف میکند.
استراتژی محصول و چشمانداز محصول
استراتژی محصول، با در نظر گرفتن چشمانداز محصول، به شما میگوید که چگونه آن را محقق خواهید کرد. این استراتژی میتواند شامل نقشه راه محصول (Product Roadmap) باشد که نشاندهندهی چشماندازی از نقاط عطف کلیدی محصول است، که استراتژی محصول آن را توصیف میکند. استراتژی محصول، شخصیت(های) محصول، مشکلاتی که محصول حل خواهد کرد و اینکه موفقیت چگونه خواهد بود را تعریف میکند. استراتژی محصول، هدف محصول را تعریف میکند که تعهدی به بکلاگ محصول (PB) است. هدف محصول، چارچوبی را برای بکلاگ محصول ایجاد میکند که امکان انتخاب در مورد آنچه باید در بکلاگ محصول باشد یا نباشد را تعریف میکند. واقعیت این است که این درک با گذشت زمان تغییر میکند و نیازمند یک فرآیند تکرارشونده است. هر اسپرینت فرصتی برای بازبینی چشمانداز محصول، استراتژی محصول و سایر عناصر کسبوکار است تا اطمینان حاصل شود که آنها هنوز منطقی هستند.
ویژگیهای چشمانداز محصول
جزئیات یک چشمانداز محصول به شرایط بستگی دارد. به عنوان مثال، یک چشمانداز محصول برای یک ابزار وام شرکتی جدید با چشماندازی محصولی که برای نسل بعدی بازیهای فوتبال آنلاین ایجاد می کند، تفاوت قابل توجهی خواهد داشت. نه تنها موضوع متفاوت است، بلکه مخاطبان نیز متفاوت هستند. چشمانداز محصول باید به گونهای بیان شود که تیمهای اسکرام که روی محصول کار میکنند و ذینفعان درگیر در کار، درک مشترکی از آن داشته باشند. چشم انداز محصول باید به زبان مخاطبان و ذینفعانش تظیم شود.
چشمانداز محصول کار توسعهدهندگان را به استراتژی کسب و کار و سازمان مرتبط میکند.
یک چشمانداز محصول خوب باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
- قانعکننده و آرمانی باشد: اولین و مهمترین کارکرد چشمانداز محصول، تشویق دیگران برای پیوستن به این سفر است. به این معنی که چشمانداز باید با افرادی که آن را بررسی میکنند، ارتباط برقرار کند. باید دلیلی را توصیف کند، که ارزشمند و الهامبخش است. این امر میتواند برای مالک محصول در محصولات متعارف در شرایط موجود چالشبرانگیز باشد. در این شرایط، تمرکز چشمانداز بر کاربران و ارزشی که محصول برای آنها ایجاد میکند، ضروری است.
- همسو و مرتبط باشد: یک محصول باید با استراتژی کسب و کار همسویی داشته باشد. استفاده از زبان و ادبیاتی که چشمانداز محصول را با نحوه توصیف استراتژی توسط سازمان همسو کند، ضروری است. استفاده از کلمات دقیق میتواند به ایجاد این همسویی کمک کند و این اطمینان حاصل میشود که روایتهایی که چشمانداز محصول را توصیف میکنند، با روایتهای مربوط به استراتژی کسب و کار مرتبط هستند.
- شفاف و مختصر باشد: چشمانداز محصول روی قفسه نمیماند و خاک نمیخورد، بلکه باید برای همه در دسترس و قابل درک باشد. این شفافیت تضمین میکند که همه برای رسیدن به یک هدف تلاش میکنند. همچنین باید به سادگی بیان شود و به افراد اجازه دهد تا به سرعت از اطلاعات آن استفاده کنند. با تغییر درک و شناخت ما از بازار یا فرصتی که فناوری فراهم میکند، چشمانداز محصول میتواند تغییر کند و تغییر خواهد کرد.
- انسانی و قابل درک باشد: با مرتبط شدن محصول به افرادی که از آن استفاده میکنند، چشمانداز محصول میتواند قانعکنندهتر و قابل فهمتر باشد. مخاطبان چشمانداز محصول ممکن است سطوح مختلفی از دانش فنی و کسب و کاری داشته باشند، با این حال، تنها نقطه اتصال وسیع و گسترده، افرادی هستند که از محصول بهرهمند میشوند. با ترسیم این ارتباط، چشمانداز شفافتر شده و بهتر درک خواهد شد.
- واضح و بدون ابهام باشد: اغلب گفتن آن آسانتر از انجام دادن آن است، اما چشمانداز محصول باید چارچوبی برای آنچه که روی آن کار خواهد شد، ایجاد کند. غربال و نه گفتن به برخی اقلام پیشنهاد شده برای درج بکلاگ محصول، یکی از ارزشمندترین کارکردهایی است که یک چشمانداز محصول میتواند ارائه دهد. چشمانداز محصول همانطور که میگوید محصول به چه چیزی دست خواهد یافت، میگوید محصول چه کاری انجام نخواهد داد. یک چشمانداز محصول خوب، استراتژی محصول را محدود میکند و تمرکز ایجاد میکند.
انتقال چشمانداز محصول
روشهای مختلفی برای بیان چشمانداز محصول وجود دارد. مهمترین جنبه چشمانداز محصول این است که ساده و به شکلی باشد که مخاطب بتواند آن را درک کند و با آن ارتباط برقرار کند. این ممکن است به معنای داشتن بیانهای مختلف از چشمانداز محصول برای مخاطبان مختلف باشد. به عنوان مثال، یک مخاطب یک ارائه را دوست دارد و دیگری یک جمله ساده میخواهد. یک مخاطب به محصول علاقهمند است، دیگری بیشتر بر کارکرها، ویژگیها یا نیازهای سطح بالا تمرکز دارد. با اینحال، هنگامی که چندین بیان از چشمانداز محصول وجود دارد، آن موارد باید بهروز و مرتبط نگه داشته شوند.
یک رویکرد برای توصیف چشمانداز محصول، یک جمله ساده است که محصول را توصیف میکند. این همچنین به عنوان یک سخنرانی آسانسوری شناخته میشود.
برخی از مالکان محصول ترجیح میدهند تمامی عناصری را که میتوانند بخشی از چشمانداز محصول باشند، در یک تخته (یا تابلو) نگه دارند. اینها تابلوهای چشمانداز محصول هستند و میتوانند به انتقال چشمانداز محصول به ذینفعان متعدد کمک کنند. تابلوها میتوانند جامع باشند، شامل تعریف مشکل، شخصیتهای (پرسوناهای) کاربران و مشتریان، اهداف و حتی شامل یادداشتهایی در مورد نوع تجربه کاربر. تابلوهای دیگر میتوانند سادهتر باشند، همانند یک ارائه آسانسوری یا بیانیه ساده. مهم است که آنها قابل درک برای مخاطبان خود باشند. این تابلو نیست که مهم است، بلکه نحوه دریافت اطلاعات روی تابلو توسط مخاطبان آن است. یک چشمانداز محصول بسیار دقیق میتواند مخاطب را گیج کند، یک چشمانداز محصول بسیار ساده میتواند باعث شود تا مخاطب بیشتر بخواهد. چالش، یافتن تعادل مناسب است و این امر نیاز به کاوش با تیم اسکرام و ذینفعان دارد.
منبع: www.scrum.org